ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
76
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سخت خسته و بىخوابى كشيده بود . او و كسانش از باران و سيل زحمت و آزار فراوان ديدند و غذائى هم با خود نداشتند كه بخورند . گمان مىكردند كه ملك طغرل و يارانش به آنان خواهند پيوست ولى به همان علت كه گفتيم آنها تاخير كردند . دبيس و افرادش در محلى فرود آمدند و از گرسنگى و سرما رنج مىبردند كه كاروانى مركب از سيصد شتر حامل لباسهاى دوخته شده ، عمامهها ، قباها ، كلاهها و پوشيدنىهاى ديگر ، هم - چنين انواع طعامها بدان جا رسيد . اين خوراكها و پوشاكها را از بغداد براى خليفه مىبردند . دبيس همهء آنها را گرفت . او و كسانش لباسهاى فرسوده و كثيف خود را دور ريختند و جامههاى نو پوشيدند . خوراكها را هم خوردند و در پرتو آفتاب خوابيدند و از رنجهاى شب گذشته بياسودند . مردم بغداد ، وقتى اين خبر را شنيدند ، مسلح شدند و به حال آماده باش در آمدند و شب و روز به مراقبت پرداختند . به خليفهء عباسى و سپاهيانى كه با او بودند نيز خبر رسيد كه دبيس عنقريب بغداد را مىگيرد . خليفه از دسكره با سپاهيان خود به قصد جلوگيرى از او و سركوبى او حركت كرد . اما دبيس و افرادش به سوى نهروان گريختند و بار و بنهء خود را انداختند و رفتند بدون اينكه هيچ اعتنائى به آنها بكنند . اگر لطف خداوند بزرگ شامل حال خليفه و قشونش نمىشد و ملك طغرل تب نمىكرد و حركتش به تاخير نمىافتاد ، خليفه و كسانش همه به هلاكت مىرسيدند يا اسير مىشدند . و چون زمينها و نهرها در نتيجهء سيل پر از گل و آب بود ، تار و مار مىشدند و اگر صد سوار هم به آنان مىپيوستند نمىتوانستند آنان را از خطر هلاك